تنفس جنگلهاي شمال آري يا خير؟

تنفس جنگلهاي شمال اري يا خير؟؟

درسالهای اخیر بارها بحث توقف بهره برداری از جنگلهای شمال واتمام ظرفیت این جنگلها از طرف افراد مختلف (اعم از مسئول وغیر مسئول) مطرح گردیده وهمواره موافقان ومخالفان زیادي با خود به همراه داشته است!

حال جدا از مناقشات دراز دامنی که دراین باب شده است ، اولین پرسشی که درذهن هرشنونده ی صاحب نظری خطور می کند آنست که آیا اتمام ظرفیت بهره برداری ازجنگلهای شمال بحث یقینی است یا احتمالی؟ آماری است یا حدسی؟ آیا بهره برداری باید متوقف شود یا اگر شد بد نیست؟

در اين خصوص چيزي كه مسلم است به استناد كتابچه هاي مصوب شوراي عالي جنگل كه تاكنون نيز بخش هايي از آنها در جنگلهاي مختلف شمال به مرحله اجرا در آمده است ، اين تصميم نميتواند آماري و يقيني باشد.

همه ما به نوعي در رياضيات با نحوه ي پيداكردن نقاط ماكزيمم و مينيمم آشنايي داريم همانگونه كه ميدانيد ، پيداكردن نقاط كمينه و بيشينه در رياضيات دستيابي به نقاط بهينگي ست.

وقتي گفته مي شود بهره برداري از جنگلها بايد متوقف شود يعني يك بحث حداكثري و ماكزيمم ، شاخص بهينگي در آن ديده نمي شود زيرا كه بحث بهينگي و توسعه پايدار تنها از طريق برنامه ريزي محيطي و آمايش سرزمين قابل وصول است.

بهينگي در محيط زيست يعني توازن بين محيط و نوع بهره برداري از آن.

اگر وخامت جنگلهای شمال  درحدی است که دستور “باید” در توقف بهره برداریها بکار برده شود چه فکری برای تامین چوب مورد نیاز کشور، مبارزه با قاچاق چوب، تامین مواد اولیه کارخانجات وکارگاههای وابسته به جنگل وکارکنان شاغل در این قسمت شده است؟ آیا وضع تمام جنگلهای شمال یکسان است؟ وتنها راه درمان وگزینه ی ممکن در تمام عرصه ها توقف بهره برداری است؟

آیا جمعیت های ساکن در جنگل هاي شمال کشور و وابستگی سنتی ودیرینه آنها به جنگل با اتخاذ این تصمیم حتی برای مدت کوتاه متوقف می شود یا تغییر می نماید؟ درصورت اجرای این طرح نیازمندیها وپیامدهای ناشی از آن چگونه باید حل شود؟

تعهدات دولت به مجریان طرح های جنگلداری،مسائل حقوقی وفرایندهای مالی آن چگونه وتوسط کدام مرجع پشتیبانی وتامین می شود؟

جنگلها میراثی هستند كه از نسل های پیشین به ما ارث رسیده اند و ما موظفیم ضمن بهره برداری مطلوب،علمی و منطقی از این میراث گرانبها ، با حفاظت و مراقبت دائم و مستمر در قالب سرمایه گذاریها و مدیریت دلسوزانه ، این ذخایر ارزشمند را برای نسل آتی حفظ نمائیم.

عقل ومنطق حكم میكند كه از منابعی كه در اختیار داریم معقول و منطقی بهره گیری نمائیم. درست و صحیح استفاده كردن از این منابع، به این معنا نیست كه یا بطور یك جانبه همواره از آن بهره برداری كرده و یا هیچ گاه بهره برداری نكرده و همیشه از آن حفاظت نمائیم. باید ببینیم كه براساس قانونمندی حاكم برطبیعت چگونه می توان در جنگل دخالت كرد و طبیعت چه چیزی را به ما دیكته می كند.

جنگل مانند هر پدیده زنده و پویا ، دارای قانونمندی در عالم خلقت است ودارای چرخه عمر بوده و چهار مرحله ی تولد ، رشد ، پیری و مرگ را طی می نماید و طبیعتا در گذر از این مراحل تیمارها و سازو كارهای ویژه ای را می طلبد كه نحوه برخورد آن را با این پدیده تعیین می كند، به عبارت دیگر دخالت های ما در جنگل باید به نوعی آن را به سوی تكامل سوق دهد. به دلیل رویش جنگل و زنده بودن محیط  و شرایط زیستی ، بهره برداری از آن بر باروری و غنای جنگل افزوده و به بهبود بازدهی و استفاده  معقول از جنگل كمك می نماید و شرایطی  را بوجود می آورد كه ضمن اصلاح و تربیت جنگل میتوان هرساله از آن بهره برداری نمود و طبیعتا در این حالت توان تولیدی جنگل نیز افزایش خواهد یافت.

وقتی در جنگل درخت پیر و فرتوتی است كه به واسطه سایه خود مانع رشد نهال های جدید می شود،لازم است برای بقای جنگل و كمك به رشد نهالهای جدید كه تضمین كننده آینده ی جنگل می باشند آن درخت كهنسال را قطع كرده و از چوب آن استفاده اقتصادی گردد و در عین حال اجازه رشد به نهالهای جوان داده شود تا بتوانند در ساختار جنگل شاداب و جوان مشاركت نمایند. اتفاقا اگر در چنین شرایطی آن درخت كه به سن دیر زیستی رسیده مورد بهره برداری قرار نگیرد به تدریج از درون پوسیده شده و توخالی و پوك می گردد و لذا نه تنها به جنگل، كشور و محیط زیست خدمت نكرده ایم بلكه نوعی خیانت نیز محسوب می شود چرا كه سرمایه های ملی و انفال را  تلف نموده ایم واین در حالی است كه نسل آینده را نیز از نعمت یك جنگل خوب و مرغوب محروم نموده ایم ،البته لازم به ذكر است كه هرگونه مداخله در محیط جنگل ضرورت دارد بسیار محتاطانه و با آگاهی كامل از قانونمندی طبیعت و پس از مطالعات علمی خاص در قالب طرحهای جنگلداری و با نگرشی جامع توسط متخصصین علوم جنگل برنامه ریزی گردد و حتی كوچكترین دخالت در جنگل مستلزم ملاحظات علمی خاص و اخذ مجوزهای مربوطه باشد.

آنچه مسلم است استراحت دادن به جنگل تنها پاک کردن صورت مسئله است. برخورد موج گونه واحساساتی با جنگل موجب هدررفت سرمایه ملی ونابودی دائمی جنگل وخسارتی بزرگ برای نسل آینده خواهد بود.

اظهار نظرها درمورد جنگل باید مبتنی بر شاخص های علمی و واقعی باشد. به استناد آمار ارائه شده از سوی سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور بخش وسیعی ازجنگلهای شمال کشورفاقد طرح جنگلداری ومجری می باشد. این موضوع بیانگر این واقعیت است که این بخش از سطح  جنگلها درهمین مقطع درحال استراحت می باشد ومتاسفانه روز به روز برتخریب آن افزوده می گردد واین درحالی است که هیچ مجری طرح جنگلداری دراین جنگلها اره ای را به صدا در نیاورده است.

توقف بهره برداری از جنگلهای شمال نه تنها معقول به نظر نمی رسد بلكه واضح است كه جنگل های ما نیازمند یك مدیریت علمی و جامع نگر با حضور مجریان طرحهای جنگلداری برای حفاظت و حمایت از جنگل است در این راستا تربیت نیروهای متخصص كارآمد در زمینه جنگل ضرورت داشته و لازم است هرچه زودتر باقی مانده جنگل های شمال كشور نیز تحت پوشش طرح های جامع جنگلداری قرار گرفته و با شیوه های مدرن جنگلداری مدیریت شود.

بهدوست كلابي

كارشناس ارشد جنگلداري

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *